عروسک های داراوسارا روی میزهای کتابخانه نشسته اند و منتظرند .منتظر لباس های نولباس های متنوع لباس های رنگارنگ.
مگه می خواهند عروسی بروند ؟ نه مامانها یاد کودکی شان افتادند و با نخ و سوزن و پارچه وقیچی آماده اند تا برای عروسک ها لباس بدوزند.
بچه ها لحظه ای خنده از چهره هایشان دور نمی شود و باذوق وشوق انگار می خواهند از مادر هایشان تقلید کنند سوزنی را با نخ های رنگی در دست های کوچکشان گرفته اند وزیر چشمی به مادر ها نگاه می کنند و لباس می دوزند.
چقدر زیباست این همدلی بزرگ تر ها راکودکانشان واینکه حس کنند یک بار دیگر در کتابخانه بچه شده اند وباید عروسک بازی کنند.
بعد از مدتی لباس ها تک تک آماده می شوند . بلوز و روسری و دامن چین چین و کلاه و شال و شلوار برای دارا و سارا ورنگ ومدلهای مختلف یکی محلی ویکی رسمی و یکی لباس های خانگی درست می کنند و با هم می خندند .
بعد یکی یکی جلو می آیند و لباس ها را برتن عروسک ها می پو شاندیکی می گوید که شلوارش گشاد است باید تنگ تر باشد وآن یکی می گوید چقدر برایش بلند شد انگار مال مامانشون را پوشیده است.
خلاصه با خنده و شادی لحظه ها پشت سرهم می روند ومادر ها کودکی میکنند وبچه ها حس بزرگی می کنند.
واین گونه دومین "جشن پدر مادر های کوچک و بچه های بزرگ "در دنیای وارونه ی مرکز 21شکل می گیرد . لباس ها آماده شده بر روی چوب لباسی هایی که اعضا درست کردند آویخته می شود و درپایان جشن روی بندی آویزانشان می کنیم تا خستگی را از تن خیاطان در بیاورد.
در این جشن که در تاریخ 5/5/1390بر پا شد حدود 100 نفر از کودکان و والدینشان شرکت کردند که خیلی ها خیاطی یاد گرفته اندوخیلی ها هم خیاطی یاد دادند و عروسک های دارا و سارا رانونوار کردند و در پایان 5لباس از بهترین و خلاق ترین وزیبا ترین لباس ها به داوری مادرها انتخاب شد وبه برندگان 5 کارت امتیاز اهدا شد.
با پذیرایی کوچکی از شکلات و شیرینی به پایان رسید. با جشن بعدی ما که "ماشینها ی پرنده وهواپیما های زمینی" است همراه باشید تا یک وارونگی دیگر را در مرکز 21 شاهد باشیم . در این مراسم نیزاز مادرها و پدرها می خواهیم تا همراه کودکانشان کتابی را بخوانند وخلاصه نویسی و تصویرسازی کنند .همراه با مهمانی که راننده یا خلبان ویا..... باشد.
